آرادآراد، تا این لحظه: 17 سال و 8 ماه و 1 روز سن داره

آراد قلب مامانی

لجبازی

1390/4/7 2:26
190 بازدید
اشتراک گذاری

پسر نازم سلام

امروز مامانی و بابایی رفتن رشت نوبت عمل تو بیمارستان گیل رو برا شنبه ی بعد گرفتن.ما خونه بودیم خبر دار شدیم خاله عذرا همسایه پایینیمون نینیش دنیا اومد .ابجیش میگفت اسمش رو بنیامین میخوایم بذاریم  انشالله قدمش میمون باشه و پر روزی

پس ی همبازی به دوستات اضافه شد

هانیه که گوشت اورده بود براشون چرخ کنیم صندلی کوچولوت رو اوردی و نشستی روش و تند تند میپرسیدی   :چخ دوشتِ؟ بعد خودتم ملیحانه میخندیدیIn Love

بابایی که برا اولین بار زود اومد خونه گداشتمت پیشِ بابا وحید و رفتم خونه د خاله نیلوفر  خاله نسرین هم اونجا بود یکم داشتیم با هم حرف میزدیم که بابا شما رو اورد پایین پیش من از بس گریه کرده بودی مثل ی کنه د کوچولو محکم بغلم کردی و چسبیدی بهم البته من برا تفریح نرفته بودم کار داشتم و چون جمع خانم ها جمع بود منم مجبور شدم کمی بمونم   

بعدش بغلت کردم و اومدیم خونه دیدم بابا ناراحته میگفت اراد سیلی نموند که نزنه تو صورتم                     

واااااااااااااای خیلی کار بدییییه مامانی من که بهت یاد ندادم بابا رو دَ کنی؟!!!!!!

بهت شیر که دادم کمی اروم شدی بعد جیشت رو گفتی بردم wc گفتی "ندایه" یعنی جیش ندارم فهمیدم که پسر تمیز مامان پیپی داره اخه بجز پوشک جایی پیپی نمی کنی فوری پوشکت بستم و بدو بدو رفتی پشت ناهار خوری قایم شدی و کارت رو کردی بعدش هم همونطور کثیف کارتن دیدی ها رو نگاه کردی و بعد با زبون رفتیم دستشویی

بابایی میخواست بره برات پوشک بخره که ما هم همراش رفتیم خدایا چقدر خوشحال بودی

انتهای شهر چند تا تراکتور بود از بابا خواستم ماشین رو نگهداره تا سوار تراکتور کنمت دو تایی رفتیم کمی به تراکتور از نزدیک تماشا کردی و کلی عشق و حال بعد سوالهای این شیه؟ ای شیه؟ تموم نمیشدن

اومدیم کمی خرید کردیم و بر گشتیم خونه تازه میگفتی بریم حاجی بابا اونم ساعت ۱۲ شب

بر گشتیم که خونه دوباره لجبازی شروع شد من میدونم  چته!

اسپند که بابا جی روشن کرد برات اروم شدی و شیر خوردنی مثل ی هاپوی خوشدل مامانی   لالا کردی

                                             

خوب بخوابی عزیزکم .

به قول معروف:جیش/بوس/لالا

   همیشه دعای خیر برات میکنم  مامانی نازم  

موفق باشی ان شاالله عزیزکم

دست به سنگ بزنی برات طلا بشه ان شاالله

مامان و بابا خیییییییییلییییییییی دوست دارن

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)